
طبیعت بهار دارد وبهارش زیبا ست ،آنچنانکه نباتات و... به تجدید حیات می پردازند وازاین رویا رویی با زیبایی های عالم لذت می برند.بلبلان بر شاخساران در بهاران نغمه سرایی میکنند حویباران روان با زمزمه ی بی...
ادامه مطلب
درسرزمین عراق گرما مجانی پخش می کنند . گرما واقعا کولاک می کردومی کند. تازه گرد وغبارهم مزید برعلت بود.- اولین سال اسارتم ماه مبارک رمضان حدودا چهل روز بعدازاسارتم آغازشد، سحرها فقط نصف لیوان آبی که س...
ادامه مطلب
تکریت 17 قاطع 2 آسایشگاه 2 تمام بچه دوست داشتند بنوعی ازفرصت پیش آمده بهترین استفاده را ببرند. وجود نازنین حاج آقا ابوترابی در جمع دوستان آسایشگاه نعمتی بود تا نکته ای درسی از ایشان فرابگیرند. در یکی...
ادامه مطلب
سال اول ازتعداد کل بچه های آسایشگاه 1قاطع 2 کمپ 9 تعداد دوستانی که واجب الصوم بودیم شایددرحد انگشتان دودست می شد.صبح روز عید فطر علاوه بر آش صبحانه مقداری حلوا (آرد وروغن سرخ کرده ) نیز به ما دادند. مدتی بود که خوراکی شیرین نخورده بودیم لذا خوردن آن حلوا برایمان خیلی به مذاقمان چسبید .سهم هرنفر دوق...
ادامه مطلب
تقدیم به آقا مرتضی خلیل زاده،(17ساله،ارومیه) ****************** آهای آهای بچه ها گل های تو باغچه ها...
ادامه مطلب
هفتمین سالگرد وبلاکم مبارک باد هفت سال پبیش در چنین روزی شروع کردم به نوشتن خاطرات اسارتم ،کسی نگفت خوب ست یا لازم نمی باشد، اما عزمم را جزم کردم تا ادامه دهم. خدارا شکر نه خسته شد م و نه نامید. درست است که امروزه بازدید کنندگان وبلاگها از تعداد انگشتان دست دو نفر هم کمتر شده ولی این دلیلی نخواهد بود که خاطرات ناب اسارت فرزندان اسلامی ایران را به رشته ی تحریر در نیاورم . آقامان امر کرده اندبنویسد،بگوید.چشم آقا جان حالاکسی بدنبال خواندن ،ا نتشار وترویجش نیایدونباشد. قلم را که از معلم جماعت نمی توانند بگیرند...
ادامه مطلب
گلخندشوال به ناهید مبارک ابروی خوش ماه به خورشید مبارک آمد خبرازعرش وداع رمضان است عید است به یاران خبر از عید مبارک به پایان آمد این ماه و عبادت همچنان باقی ست برای ما حرم بنویس،نجف تا کربلا کافیست ...
ادامه مطلب
اردوگاه تکریت 17قاطع 2آسایشگاه 2 ماه مبارک سال 69 با تمام زیبائیهایش تمام شد،افطارهایی که بی دغدغه بپا ونماز اول وقت را اقامه می کردیم .سفره ی عمومی وشنیدن دعاهای روحبخش با صوت دلنشین علیرضا رخشانی چه خوشآیند بود سالها بود که لذت لحظات آسمانی افطارهای دوران پاک نوجوانی را فراموش کرده بودم ،اما آن سال دوباره لذت معنوی روزه داری را هنگام افطار با تمام وجود حس می کردم . مراسم شبهای قدرچه باحال وبا شکوه برگزار شد. آن سال عراقی ها اجازه دادند تا آشپزها قبل از سحر برای پخت غذا به آشپزخانه بروند تا اسراغذای گرم تناول کنند . صبح روز عید فطر بنا شد نماز عید اقا...
ادامه مطلب
مصمم بودیم که هرآنچه راکه برسرمان دراین یکسال واندی گذشته به نمایندگان صلیب سرخ بگوییم . بار سومی بود که صلیبی ها به اردوگاه ما آمده بودند. یکی از آنها را به آسایشگاه چهار دعوت کرده وبرخلاف عراقی ها که معمولا با پوتین برروی پتو های پهن شده قدم می گذاشتند اینها کفشها را درآورده و قدم بر پتو های ما که نقش زیر انداز را ایفا می کردند گذاشت. دوستان با ادب واحترام کامل با نماینده ی صلیب برخورد کرده وبا هرآنچه که دربساط داشتند از ایشان پذیرایی کرده وعقده دل گشو دندو هرآنچه در طول اسارت بر آنها آمده بود بازگو کردند. وضع حمام ،کیفیت غذا، پا...
ادامه مطلب
هفته دفاع مقدس بر مردم خوب میهن اسلامی مبارک باد . شعر بسیار زیبایی در خصوص دفاع مقدس نوجوانی ساده بودم تازه هفده ساله بودم شاد و خرم چست و چابک جان به کف بنهاده بودم عشق میهن در سرم بود جامه ی خاکی تنم بود قدّ رعنا مثل یک سرو تیز پنجه همچو یک ببر می پریدم چون پرنده همچو آهویِ دونده خصم دون در روبرویم حفظ میهن آبرویم یادم آید آن زمانه دشمن آمد پشت خانه در لب اروند، یاران ماه بهمن بود و باران نهر پر از آب و قایق مملو از مردان عاشق یاد مولا بود آن شب به چه زیبا بود آن شب زیر نخلستان خرما لشکری آماده، شیدا عده ای تنها به سجده عده ای یک جا نشسته چون ندا آمد ...
ادامه مطلب