خرید بک لینک

روز قبل از عید به هرنفر تیغی برای اصلاح می دادند تا دوستان صورتهاشان را اصلاح کنند. هیچ یک ازدوستان ازشستن لباسها ومرتب کردن سرووضع خودغافل نمی شدند.حتی شلوارمان رابمنظوراطوشدن شب زیرِ زیراندازمان پهن می کردیم که بعضا عراقی ها از دبدن شلوارهای اطوزده ی ما انگشت بدهان می ماندند.

بچه ها سعی براین داشتند که روزاول سال را به هر طریق ممکن بگونه ای آغاز کنند که با روزهای گذشته متفاوت باشد معمولاخمیرهای نان راکه خشک و نرم کرده بودیم با مقداری شکرمخلوط وسپس شیرینی درست می کردیم.

تحویل شکلات وسیگار به تعداد نفرات هر آسایشگاه توسط عراقی ها جهت توزیع بین اسرا

قرائت دعای تحویل سال بطور فردی وبعضا دسته جمعی بهنگام ساعت تحویل

پهن کردن سفره ی هفت سین و تزئین آن با هر آنچه داشتیم.(دربعضی سالها)

پس از تحویل سال دوستان هر آسایشگاه به مصافحه می پرداختند وچنانچه ساعت تحویل سال در نیمه شب بود صبح پس ازخروج از آسایشگاه دوستان،همشهریان وهمه با هم به مصافحه می پرداختند. ازجمله دعا های متداول «آزادی اسراوپیروزی رزمندگان در کنار سلامتی امام عزیز بود.»

،دعوت از یکدیگر ومهمان نمودن هم به یک لیوان آب شکرو خرما واحیانا اگر شکلاتی در بساط داشتند.

از مهمترین اتفاقات روز آغاز سال نو این بود که عراقی ها جماعت اردوگاه را در قاطع سه که از نظر مکانی محصور بین قا طع یک ودو بود جمع کرده ودو ساعتی به دوستان فرصت می دادند تا بچه ها همدیگر را ملاقات کنند.واین یعنی انتقال تمامی اطلاعات سه قاطع بین بچه ها .واقعا در این روز صحنه های تکرار ناشدنی را می شد دید که دیگر اتفاق نخواهد افتاد. هریک از بچه ها بدنبال همشهری،هم گردانی،دوستان چه بسا بدنبال خویشان خود بودند.آنروز زمان بسرعت می گذشت وبچه هانیز بتندی تلاش داشتند تا دیدارهیچ کدام ازدوستان فراموش نشود.و اخباری ناگفته نماند.چه بسا بچه هاهدایایی را که اماده کرده بودند به همدیگر تقدیم می کردند.

بازار ماچ وبوسه،خنده وگریه پررونق بود .صورتها بدلیل تماس با یکدیگربخاطر اینکه تازه تیغ زده بومقداراندکی موسرک کشیده بود سرخ می شدو شروع به سوزش می کرد

لحظه ی خداحافظی آنروز بسیار سخت وتلخ بود وچاره ای نبود..

گفته بودم که:در اسارت فقط نفس کشیدن اختیاری وبود لا غیر

برچسب: نویسنده: نوید موسوی تاريخ: پنجشنبه 27 دی 1397 ساعت: 8:42

صفحه بندی