سال اول ازتعداد کل بچه های آسایشگاه 1قاطع 2 کمپ 9 تعداد دوستانی که واجب الصوم بودیم شایددرحد انگشتان دودست می شد.
صبح روز عید فطر علاوه بر آش صبحانه مقداری حلوا (آرد وروغن سرخ کرده ) نیز به ما دادند.
مدتی بود که خوراکی شیرین نخورده بودیم لذا خوردن آن حلوا برایمان خیلی به مذاقمان چسبید .سهم هرنفر دوقاشق غذاخوری بیشتر نشد.
علاوه بر حلوا نفری یک عدد شکلات تافی ویک نخ سیگار نیز به هر نفرمان دادند.
حجت الله در شب عملیات بدلیل مجروحیت شدید از ناحیه سر وخونریزی شدید هنوزضعف فراوانی داشت .
حلوارا که خورد نمی دانم به چه دلیلی ابتدابیحال واندکی بعد بیهوش شد.
همه نگران حال حجت بودیم .الحمدالله حالش خوب شد .
آنروز به میمنت عیدسعید فطرعراقی ها گفتند چون عید ست شاد باشید هرکه می تواند بخواند وبرقصد اشکال ندارد.
بعضی ها خواندند وجماعتی هم با دست گرفتن به کمرهمدیگر شروع به رقصیدن وپابر زمین کوفتن کردن.
باراولم بود که آن نوع رقصیدن گروهی مردم کشورم را می دیدم.
لحطاتی بچه ها از فضای اردوگاه خارج شدند.
*****************************
*******************************
عید فطرسال دوم
فتوای خنده دار
بناشد فردا که عید سعیدفطرست فطریه بدهیم .
کشور اسیردارموظف به پرداخت ماهانه مبلغی طبق قوانین بین المللی صلیب سرخ جهانی به هر اسیربود.که وجه پرداختی عراق به هراسیر 5/1دیناربود. شب عید فطرتصمیم براین شد که اولین نفربراساس ردیف نشستن در آسایشگاه به نفر دوم،سومی به نفر چهارم وپنچمین فرد به اسیر بعدِخود الی آخر بچه هابه هم فطریه بدهند.
بحث سادات آسایشگاه به خودشان واگذارشده بود.
بعداز گذشت سالها هنوزهم که هنوزِهرگاه به یاد آن فتوی می افتم بسختی خنده ام را نگه می دارم.
برچسب:
نویسنده: نوید موسوی