خرید بک لینک

سکوت بود وآه وناله ی دوستان .

شب چهره تاریک خود را آرام وبی صدا براردوگاه پهن کرده بود.

هیجده ماه بود که چهره شب را در شب ندیده بودم، تاریکی شب دیگر مثل آزادی وخیلی چیزهای دیگر برای من وسایر اسرا انتزاعی شده بود.

هرکه بر روی پتوی خود نشسته بود وعمیقابفکرفرورفته بود .

بعضی ازچهره ها بدلیل زیادکتک خوردن کبودشده بود.آسیب دیدگی دست،پا،سر،قفسه ی سینه، کلیه ها و... دربین بچه ها کم نبود.

تعدادی از بچه ها بطور طاق بازبدلیل ضربات فراوانی که بر پشت وکمرشان زده شده بود نمی توانستند بخوابند.

من نیزدر زمره این جماعت بودم.

آن شب ازشدت درد کسی براحتی سر بر بالین نتوانست بگذارد .

ازشام هم خبری نبود زیرا ما اعلام اعتصاب غذا کرده بودیم وعراقی ها نیز ماراتحریم غذاکرده بودند.

سطل آب ،آبهاونانها را عراقی ها در اولین ورودشان به آسایشگاه ازآنجا خارج کرده بودند.

هوای آبان ماه آنقدر گرم نبود که نیاز فراوان به نوشیدن آب باشد.اما هرانسانی در شرایط اضطراب طبعا نیاز به آب پیدا می کند تا اندکی ازفشار حاصله را از خود بکاهد.

فعلا مشکلی برای ادرار نداشتیم زیرا سطل بزرگ مخصوص ادرار وسطل دیگری که بلا استفاده بود درآسایشگاه داشتیم.

ناگهان صدای فریادی ازکسی به پا می خواست آه وفغان بعضی ها بقدری درد آور وحزن انگیزبود که تما م حواسها رابخود جلب میکرد.این ناله وفغان حاصل بی احتیاطی بغل دستی طرف بود که نخواسته وصددرصدبطور غیرعمددرحالت خواب دست یا پایش به قسمت آسیب دیده ی اوخورده بود.

ضربات بی شمار وپی در پی برکمروپشتم موجب متورم شدن پوست پشت وکمرم شده بود (1)

یادم هست اکبرساری متکابش را زیرکمرم قرار دادتا نرمی ابر بالیش موجب عدم خونریزی جراحتهای پشتم گردد.(2)

هیچ کس چیزی برای خوردن نداشت ،

درهجوم دوم هرآنچه ازخوردنی در کیسه انفرادی بچه ها وجود داشت بدلیل مخلوط شدن بادیگرموادخوردنی واسباب واثاثیه ها به هیچوجه قابل استفاده نبود. البته بعضا اندک چیزهای خوردنی در مجموع پیداشد که بسیار ناچیز وبی مقدار بود.

بدلیل اضطراب حاکم بر ما تعداد دفعاتی که برای دفع ادراربه دستشویی می رفتیم بیشتر ازحد معمول بود.

آن شب،شب چهره واقعی خود را در اسارت برما نمایان کرد.

سریازان عراقی خلاف روال همه شب ها که تک نفری نگهبانی می دادند آن شب چند نفرچند نفر ازمقابل آسایشگاهها درحالیکه بلند بلند صحبت می کردند ومی خندیدند انجام وظیفه می کردند.

 

 ------------------------- 

1-       اصابت تعدادزیادکابل برهرقسمت ازبدن موجب تورم پوست بدن میگردد، همزمان با تورم پوست بدن تغیر رنگ داده وکبود می شود .درصورت تداوم ضربات دردفعات بعد بدلیل نازک شدن و آسیب پذیری پوست

وعدم تحمل بیش ازحد پوست می پوکد وخونریزی شروع می شود.

التیام بخشیدن  پارگی پوست بدلیل تکرارکتکها وعدم رسیدگی کمترین اموریهداشتی بسیار طولانی می شد وخیلی وقتها منجربه عفونی شدن جراحتها میشد.

جراحت در اسارت خود حکایتی سخت دردناکست.

2-      بعد ازاین حرکت اکبر آقاساری دوستان دیگری دراین امرپیش قدم شدند که خوابیدن بر روز متکاهای ابری خیلی بهتراز پتوهای خشک بود.ایشان سرباز وظیفه بودند واهل کرج ،مجروحبیتشان شبیه من بود .

برچسب: نویسنده: نوید موسوی تاريخ: پنجشنبه 18 آبان 1396 ساعت: 13:50

صفحه بندی