ماصدای اذان صبح شهر رومادیه را می شنیدیم که معمولا موجب بیدارشد نم ازخواب می شد.
دیگر آبی برای وضوو... نبود . تیمم کرده ونمازصبح را اقامه کردم .
فرهاد ویکی دو نفر دیگر از بچه هارا برای نمازبیدارکردم .
خیلی تلاش کردم آنروز بعد از نماز بخوابم، اما این جمله ی پدرم درذهنم خطورکرد:«گریه کردن هم دل خوش می خواهد. »
کوه صبرهم که باشی،اما چون جسمت شدید موردآزار واذیت قرارگرفته وتحمل کمترین کابل وشیلنگ و ... را ندارد تاحدودی نگران ساعات پیش رویت خواهی بود.
ساعاتی گذشت بچه یکی یکی بطور خودکار بیدار می شدند . پتو ها جمع وآنکادرهای اول صبحی قبل ازخروج توسط خودمان مرتب می شد.
بَنّای روبه بچه ها کرد وگفت:آماده آمار باشید.
زمان گشودن درب گذشت اما سربازعراقی درب آسایشگاه رابازنکرد.سوت توسط ارشد اردوگاه نیزنواخته نشد.
همه متوجه شدیم که آمار بطور رسمی گرفته نمی شود .
دوباره سکوت اردوگاه را فراگرفته بود،چشمها یی که باهم تلاقی پیدا می کردند اگر زبان داشتند حتما ازهم سئوالاتی می پرسیدند .اما می دانستند که هیچ چشمی وهیچ زبانی پاسخی ندارند .
بلندگوهای اردوگاه درشرایط عادی حکم سوهان مغزاسراراداشتند حالا دیگر روح را نیز می بایست اضافه کرد.
ساعت بین 8/5 تا 9بود که صدای گشوده شدن درب آسایشگاه دو به گوشمان رسید ولحظاتی بعد صدای برخورد کابل وشیلنگها بربدنهای دوستانمان را بوضوح می شنیدیم .
آسایشگاه 3 هم تمام شد .دیگر ما بچه های آسایشگاه چهار زمان انتظارمان بسررسیده بود .
هیچ کس صحبت نمی کرد . الله اکبر ازتعداد سربازهای ضد شورش وجمع سربازان اردوگاه ،خیلی زیاد بودند .
گویا بازای هر اسیر سربازی وجود داشت!!
فالح قفلهارا باز کرد چشمم به انبوه سربازانی که وارد آسایشگاه شدند افتاد ،غیرقابل شمارش بودند .
تقریبا همه به انتهای آسایشگاه داشتیم می رفتیم که ناگهان موردضرب وشتم قرار گرفتیم .
بسیار اتفاق افتاد که درآنِ واحدچندضربه ی مهلک بر بچه ها وارد می شد .
درآن وعده کتک کاری کسی نتوانست قِصِر دربرود.
بهزاد همایونی،سیدابوالفضل جلالی ،فرهاد شهولی،نورمحمد ... ،بهروز قاسمی ،من ،ابوالفضل کوچکه (آب ورزیده)،مرتضی خلیل زاده و... تعدادی دیگرازبچه ها را ازجمع کل اسرای آسایشگاه جدا کرده ودرست حسابی مارا زدند.
عبد قبل از خروج ازآسایشگاه گفت: باید عامل اعتصاب را معرفی کنید.تازما نیکه مقصر را معرفی نکرده اید کتک هست وازآب وغذا خبری نخواهد بود .
سربازهاآنروز تا ظهر دوبار دیگروارد آسایشگاهها شدندو به همان ترتیب بچه هارا زدند وتهدید کردند.
درمجموع سه نوبت کتک کاری عراقی ها کسی توسط بچه ها لو داده نشد.که همین امر موجب عصبانیّت بیش ازحد عراقی ها شده بود.
برچسب:
نویسنده: نوید موسوی