حالِ روزِکریم،سعید، بهزاد.ش،صابر(آ-4)عباس،نادر،فیروز،صمد،عظیم،قنبرو... (آ-2) قربان و... (آ-3)رحیم،حمید(آ-7) مجید(آ-8)و... . ((1))
حال وهوای این جماعت بعد از آتش بس دیدنی بود.اکثر این بچه ها پناهنده ی سازمان منافقین شدند.
v (بهزاد. ش) هردو پایش بطور کامل از انگشتانش تا بالای رانهایش گچ گرفته شده بود .هرروز بچه ها برای دفع قضای حاجت طشت یا...دیگری درزیرباسن آقا میگرفتند،این آقا جواب همه ی خوبی های دوستانش رابا خوش رقصی نزدعراقی ها داد.
v (فیروز.ر)نظریه پرداز بروبچه های ملحق شده به سازمان منافقین بود،یادم می آید مسعود رجوی مدتی تفسیر سوره «محمد» را در برنامه تلویزیونی «سیمای مقاومت»شروع کرده بود با حرص وولع خاصی به صحبتهای آن مردک گوش می داد.(2)
v «قنبر»برای اینکه کتک نخوردن به هرکاری تن می داد. روزی به کمک دستها وپاهایش برروی زمین می جهید وصدای قورباغه ها را سر می داد که عراقی ها عجب به این حرکت قنبر می خندیدند.
v (عظیمُ م) ارشد آسایشگاه بود،سبیهایش همچو پرده کره کره جلوی دهانش را گرفته بود ،ضعیف ونفس وبی غیرت بدلیل ترس از کتک خوردن بهر نوع همکاری با عراقی ها با کمک «عباس،ج»تن می داد.
v و این مثنوی هفتاد من کاغذ می طلبد که از حوصله ی این مکان خارج است.
لازم به ذکر است که خیلی از این بچه ها بعد از مدتی از اردوگاه سازمان منافقین بنا به هر دلیلی رانده ویابرگشتند.اکثراین افراد را عراقی ها به کمپ 17تکریت منقل کردند.برخورد دوستان با این جماعت بسیار نرم عاطفی بود.
یادم می آید در کمپ ۱۷به نادر گفتم:اینجا اردوگاه 9 نیست ، حواست را جمع کن ،خوب شد ««خدایش بیامرزد»
وجدان تنها محکمه ی است که نیاز به محاکمه ندارد.ودیگر هیچ!!
-----------------------------------------
1- «آ» اشاره به آسایشگاه دارد و«عددنوشته شده » اشاره به شماره ی آسایشگاه دارد.
2- یادم هست روزی تصویری ازانبوه جمعیت را روزنامه ای به نمایش گذتسته بود در واقع دوعکس را استادانه کنار هم قرار داده بودند تا کثرت جمعیت نشان داده شود .عکس مربوط به سخنرانی صدام بود.من که متوجه این هنر مونتاژ شده بودم برای تعدادی از دوستان توضیح می دادم فیروز شنیده بود باطلاع عراقی ها رساند نتیجه پذیرایی جانانه ای ازناحیه عراقی ها از من شد.
برچسب:
نویسنده: نوید موسوی