پنچ پنچ نشستیم ،منتظر ورود افسر وسربازان عراقی برا ی گرفتن آمار ظهر بودیم
فکر می کردم چه وچگونه بعداز آمارصحبت کنم .سخن گفتن برای منی که چند سالی از خدمتم رادر کلاسهای درس گذرانده بودم دشوار نبود اما اینکه به این عزیزان باید خبری می دادم که آینده اش تا حدودی مبهم وپذیرشش برای دوستان سخت و کمی برایشان شاید دور از انتظار بود زیاد راحت نبود.
بچه ها درگوشی باهم صحبت می کردند،می خندیدند نمی دانستند شورای فرماندهی قاطع 3چه تصمیمی گرفته اند،همه می دانستند که جو اردوگاه بنفع ماست اما از برنامه ی پیش رو خبری نداشتند . اما همگی آماده بودند که برای بهتر شدن اوضاع واحوال اردوگاه وخود اقداماتی انجام دهند.
لحظاتی را که در صف پنچ پنچ آمار می نشستیم بدلیل سکوت مطلق در محوطه ی اردوگاه که ناشی از حضور تمامی اسرا در داخل آسایشگاهها بود چنانچه دوستان می خواستند صحبت کنندبدلیل جلوگیری از همهمه ونشنیدن صدا توسط عراقی ها خود را ملزم به آهسته صحبت کردن می کردیم.
همه جوان وپرشورونشاط وشنگول بودیم. مگر جوان را می شود از شیرین کاری وشور ونشاط حتی در اسارت بازداشت ؟!
ظرفها ی غذا درآنسوی آسایشگاه مقابل چشم همه بود.برنج سفیدِ هرروزه که سهم هر اسیر فقط وفقط سیزده قاشق بود بچشم می خورد .کسی نمی دانست امروز نباید غذا خورد.عجب !
شما بطور قطع در طول اسارت بچه ها اسیری نمی توانی بیابی که حتی یک وعده غذای سیر نوش جان کرده باشد .حالا همان اسرا تصمیم گرفته اند اصلا غذا نخورند!!
بنا بود که من با چند دقیقه صحبت کردن چهل وهفت نفردیگر بچه های آسایشگاه را از خوردن همین مقدار اندک قوت لا یموت صرف نظر کنم.البته یقین داشتم که کسی اعتراض نمی کند.الحمدلله جو وجمع بچه های آسایشگاه(4)بسیار عالی ویکدست بود.بجز دو یاسه نفر همه ی بچه ها کاملا هماهنگ ویکی بودند.
صدای برپای ارشد آسایشگاه 2 به گوشم رسید،دقایقی دیگر مجددا صدای عظیم مردای ارشدآسایگاه 2که فرمان برپا داددر فضاپیچید ودرپی آن صدای بسته شدن قفلها ی درب آسایشگاه 2 با صدای احمدنیا ارشد آسایشگاه3با هم درآمیختند.
درب آسایشگاه 3و قفلهایش نیز یکی یکی بسته شد،سروان حضیر فرمانده اردوگاه و ستوان معاونش از مقابل آسایشگاه ما عبور کردند.بَنّای ارشد اسایشگاه با تمام قدرت دستور برپا را صادرکرد وعراقی گفت:بشّّین ،بچه ها باشتاب وشدت بر زمین نشستند ،آمار گرفته شد,عراقی ها آسابشگاه را ترک کرده واز راه پله ها بسمت طبقه فوقانی برای آمار گرفتن از آسایشگاهای 8-7-6-5 حرکت کردند.
برچسب:
نویسنده: نوید موسوی