
درسرزمین عراق گرما مجانی پخش می کنند . گرما واقعا کولاک می کردومی کند. تازه گرد وغبارهم مزید برعلت بود.- اولین سال اسارتم ماه مبارک رمضان حدودا چهل روز بعدازاسارتم آغازشد، سحرها فقط نصف لیوان آبی که س...
ادامه مطلب
اردوگاه تکریت 17قاطع 2آسایشگاه 2 ماه مبارک سال 69 با تمام زیبائیهایش تمام شد،افطارهایی که بی دغدغه بپا ونماز اول وقت را اقامه می کردیم .سفره ی عمومی وشنیدن دعاهای روحبخش با صوت دلنشین علیرضا رخشانی چه خوشآیند بود سالها بود که لذت لحظات آسمانی افطارهای دوران پاک نوجوانی را فراموش کرده بودم ،اما آن سال دوباره لذت معنوی روزه داری را هنگام افطار با تمام وجود حس می کردم . مراسم شبهای قدرچه باحال وبا شکوه برگزار شد. آن سال عراقی ها اجازه دادند تا آشپزها قبل از سحر برای پخت غذا به آشپزخانه بروند تا اسراغذای گرم تناول کنند . صبح روز عید فطر بنا شد نماز عید اقا...
ادامه مطلب
آنقدر ازروی گوشهای آنها زدند که خون گردن آنهارافراگرفته بود.لیث سرباز بعثی شاید 100ضربه کابل برروی گوش های آن چند نفرزده بود.فرهاد به اوکه رسید دوستش از فرهاد پرسیدگوشهای مابزرگ است یا فیل؟ خنده ای بر لبان بی فروغشان نشست واز هم دور شدند. ****** یکی داخل آسایشگاه پتوهایش را می تکاند،دیگری به این کاراودرآسایشگاه اعتراض کرد. سوت آزاد باش زده شد،هنوز دوراول قدم زدن تمام نشده بود،آقای معترض را به انبار فراخواند...
ادامه مطلب